شهید تازه تفحص شده,ابراهیم شمس عزت,استهبان

پیکری که پس از 27 سال بازگشت درعصر روز عاشورا و همراه دسته عزاداری در قطعه شهدای امامزاده پیر مراد شهرستان استهبان به خاک سپرده شد.

 

وصیت نامه شهید عزیز تازه تفحص شده ابراهیم شمس عزت

 

نام پدر:علی اکبر

تاریخ تولد:1345

تاریخ شهادت:25/12/63

محل شهادت:شرق دجله

تحصیلات:اول دبیرستان

شغل:طلبه

 

مومنان باید در راه خدا با آنان که حیات مادی,دنیا را برآخرت گزیدند جهاد کنند و هرکس که در جهاد به راه خدا کشته شود یا فاتح گردید زود باشد که او را در(بهشت)ابدی اجری عظیم دهیم.

(سوره ی نسا,آیه 74)

 

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان, با درود فراوان بر یگانه منجی بشریت مهدی موعود(عج) و سلام و درود بی پایان برنایب بر حقش امام خمینی رهبر کبیر مستضعفان جهان,پیر خستگی ناپذیر جماران, و درود خداوند بر انبیا و اوصیا که با سختی ها و رنج های فراوان اسلام و خالق هستی را به ما شناساندند و تا جایی رسیده که ما خالق خود را دیدیم و به سوی او پرکشیدیم.

در این جا می خواهم چند کلمه ای به عنوان وصیت نامه با شما صحبت کنم ولی زبانم قاصر از آن است که بتوانم با چنین ملتی که یک پارچه خدایی شده اند صحبت کنم ولی از شما معذرت می خواهم بیایید از جسم و جانی که ارزشی ندارد از آن دریای خونی تشکیل دهیم تا ملحدان و کافران و در آن دریا غرق شوند.اولین مساله وحدت بین اقشار ملت می باشد می خواهم بگویم ملتی که تا به حال هزاران قربانی را فدای اسلام و مسلمین کرده و تا به حال امام امت فرزند حضرت ابا عبدالله را یاری نموده و با وحدت خود و کمک حق تعالی بر تمام سختی ها و رنج ها چیره شده و دوران سختی از انقلاب پشت سر گذاشته و این انقلاب شکوهمند را تا به این جا رسانیده و حیف است که عده ای از عناصر منافقین در شما رخنه کنند و بخواهند وحدت و یکپارچگی شما را از بین ببرند.از شما می خواهم که هوشیارانه با تمامی مسایل روز برخورد کنید و نگذارید خدای نکرده شیاطین داخلی و خارجی به شما ضربه بزنند.این قلب و نفس شما جایگاه خدا می باشد نگذارید غیر از خداوند چیز دیگری در آن جا منزل گزیند,نفس خود را مهار کنید که خدای ناکرده اگر مهار نشود شما را نابود می کند شما را در (پرتگاه) سقوطی قرار می دهد که با هیچ چیز جبران نمی شود به جز عذاب خداوند.

آیا هنوز اطلاع ندارید که پیرمردی از سلاله ی پاک پیامبران آمده و می گوید,اسلام را دوباره در یابید آن را خوب بشناسید و ایمان آورید,آری آن پیرمرد خستگی ناپذیر در جماران است,در این جا مساله ای که اول از خانواده ام خودم بعد از اقوامم و بعد از ملت شریف شهید پرور ایران می خواهم مساله امام و اطاعت از امام امت خمینی کبیر است آرزو دارم بعد از شهادتم همین طور که امر امام را اجرا کردم و به ندای او لبیک گفتم شما هم به او لبیک بگویید.

هرگز سختی های زندگی شما را از پای در نیاورد و خدای ناکرده نسبت به روحانیت بدبین نشوید که به رحمانیت خداوند از کفار هستید و با عملتان کاری نکنیدکه در تاریخ از شما مثل یارانی که دور امام حسین(ع)را رها کرده اند نام برده شود و در این جا از خداوند می خواهم که شما را توفیق دهد یکی از یاران باوفای امام امت و امام زمان(عج)باشید«ان شاالله».

و چند سخنی با خانواده ی عزیزم,پدر و مادر برادرم و خواهرانم؛از این که نتوانستم برای شما فرزند خوبی باشم و نتوانستم دین خود را ادا کنم و سختی ها و رنج هایی که از جانب من متحمل شدید جبران نمایم مرا ببخشید,حلالم کنید.مادرم,از این که داغ فرزند برای تو مشکل می باشد ولی صبر کن که خدا با صابران است و خداوند را سپاسگزار باش,خوشحال باش که من امانتی بودم از جانب خداوند و هر لحظه می توانست آن را از تو بگیرد ولی چه خوب که در این راه امانت را گرفت و این باعث خوشحالی شما باشد,هر وقت خواستید برای من گریه کنید برای مصیبت فرزندان حسین(ع) گریه کنید,زیرا هیچ مصیبتی بالاتر از مصیبت فرزندان حسین(ع)نیست.

 

فرزند کوچک امام خمینی

ابراهیم شمس عزت 24/3/63