مرگ چيست ؟
1- بعضى گفته اند: بدن و روح مانند كشتى و كشتيبان اند، جدايى ناخدا از كشتى ، ارتباط و علاقه او را از كشتى جدا مى سازد. با اين كه حقيقت ناخدا غير از كشتى است نيرويى كه كشتى را اداره مى كند و آن را از غرق شدن نجات مى دهد نيروى ناخداست . روح هم نسبت به بدن همان علاقه را دارد و در حقيقت روح ، بدن را رهبرى مى كند. (همانند ناخدا در رهبرى كردن كشتى ) و با جدا شدن روح ، بدن نابود مى شود.
2- بعضى ديگر گفته اند: روح به منزله نورى است در تاريكى تن، بدن با اين نور از مجراى گوش مى شنود، از مجراى چشم مى بيند، از مجراى دهان و زبان مى گويد. هرگاه اين ارتباط و علاقه بريده شود نور از بدن قطع مى شود.
پس حقيقت مرگ عبارت از بيرون رفتن نور از اين محل و قرار گرفتن آن در جاى ديگر است و با رفتن روح ، بدن تاريك مى شود، چنانچه پيش از دميدن روح تاريك بوده است .
- بعضى علاقه روح و بدن را، به اتاقى مثل زده اند كه شخصى سال ها داخل آن بوده است . در اين مدت شخص به اتاق علاقه پيدا كرده است . اما به مرور زمان و در اثر حوادث روزگار اتاق پوسيده و به خرابى مشرف مى شود. شخصى كه در خانه ساكن است چون ديگر آن را قابل استفاده نمى بيند و مى ترسد كه ناگهان بر سرش خراب شود علاقه خود را مى برد و از آن جا خارج می شود.
روح مجرد است ، خارج و داخل ندارد فقط علاقه به بدن دارد و مرگ قطع علاقه از آن است .روى همين جهت بعضى از حكما گفته اند: روح مانند پوششى است كه بدن را فراگرفته باشد. هم چنان كه لباس دخول و خروج ندارد، روح هم دخول و خروج ندارد، بلكه گاهى به تن پوشيده و گاهى از آن كنده مى شود. بين اين دو اصلا سنخيتى نيست "آفرين بر خدايى كه دو موجود ناهماهنگ را به هم پيوسته است".
4- بوعلى سينا هم ، درباره حقيقت (مرگ) چنين اظهار نظر مى كند : مرگ جز اين نيست كه روح و نفس آدمى آلات خود را كه به كار گرفته است رها كند. (منظور از آلات ، همان اعضا و جوارح است كه مجموع آنها را بدن مى نامند)، هم چنان كه شخصى صنعت كار ابزار كار خود را ترك مى كند. روح وقتى از بدن خارج شد باقى خواهد ماند و راهى براى فنا و نابودى او نيست .
نيز مى گويد: حقيقت (مرگ) مفارقت روح از بدن است .
اين مفارقت ، به معناى فساد و نابودى روح نيست . تنها چيزى كه از اين
مفارقت حاصل مى شود فساد تركيب بدن و متلاشى شدن آن است . اما روح كه
همان ذات آدمى است هم چنان باقى مى ماند.
خلاصه : با سپرى شدن عمر و فرا رسيدن (مرگ)، آن چه پايان مى پذيرد حيات بدن است اما روح باقى و برقرار مى ماند و پس از مرگ، به سراى ديگر منتقل مى شود و در اقامت گاهى
جديد با شرايطى نوين به حيات خود ادامه خواهد داد
سلام.امیدوارم از مطالب وبلاگ لذت ببرید.