شیطان ، قدرتی است نابکار و بسیار بدکار؛ نیرو و روحی است پلید و سرکش و طغیان گر؛ شیطان ، اسم خاص نیست تا بر موجودی معین و مشخص دلالت کند و وجود مستقلی ندارد. اسمی است بی نشان؛ مانند سیمرغ که وجود خارجی ندارد و هیچ نام و نشانی برای او نیست ، اغلب جاها که نام شیطان برده می شود منظورابلیس است که از دستورهای خداوند سرپیچی کرد.

شیطان و طرفدارانش در طول تاریخ در مقابل نیکان و قرار داشته اند و خواهند داشت.

کلمه شیطان در قرآن هفتاد بار به صورت مفرد و هیجده بار به صورت جمع به کار رفته است که روی هم 88 مرتبه می شود.

واژه ابلیس

Satan words

بعضی ها «ابلیس» را عربی و مشتق کلمه ابلاس به معنی ناامید شدن، سرگردانی، سکوت و ... می دانند. ابلیس از رحمت خدا ناامید شد و گرفتار سرگردانی و ترس و اندوه شد، در قرآن کریم نیز آمده است: «وَ یَومَ تَقُومُ السّاعَةُ یُبلِسُ المُجرِمُون؛ روزی که لحظه وقوع قیامت فرا می رسد گنهکاران شدیداً ناامید و اندوهگین می گردند».

در قرآن و نهج البلاغه هر کدام یازده بار نام ابلیس به میان آمده است.[1]

واژه شیطان

Satan words

گروهی از دانشمندان واژه شیطان را مشتق از ریشه«شَطَنَ» می دانند. «شَطَنَ» به معنی ریسمان درازی است که محکم پیچیده شده و به وسیله آن آب از چاه می کشند و چهار پایان را با آن می بندند.

در مفهوم «شَطَنَ و شیطان» معنی طول و امتداد و دوری و پلیدی و ناخوشایندی چهره و نا پیدایی منظور شده است .

عنوان «شیطان» برای او پس از آنکه مورد لعن خداوند قرار گرفت ثبت شده و قبل از آن نامش «عزازیل» و یا «نائل» بوده است و کنیه او «ابوکردوس» بوده است.[2]



[1] - نقل از کتاب شیطان شناسی

[2] - -----------------